کتاب های عامه پسند … کتابهای روشنفکرانه
سپتامبر 14, 2006
قبلا اینجا مطلبی رو به نقل از سایت ایسنا در مورد پر فروش ترین رمانهای ایرانی در 14 سال اخیر آوردم که دوست داشتم خودم توضیحاتی رو بهش اضافه کنم ولی اون موقع نشد و حالا می خوام در موردش بنویسم
من بیشتر این کتابها رو خوندم از بعضیهاشون خوشم اومده ( مثل دالان بهشت ، مدیر مدرسه ، یا از طنز موجود در کتاب یاسمین ) و بعضیهاشونو اصلا نپسندیدم ( مثل اتوبوس ،شازده احتجاب و باغ مارشال) .چند روز پیش در جمعی بودیم که بحثی در مورد اینکه کی چه کتابی رو خونده پیش اومد و یکی به یکی دیگه اسم چند تا از همین کتابها رو به عنوان کتابهای مورد علاقه ش عنوان کرد و نفر اول با صراحت برگشتند گفتند که تو چطور خجالت نمی کشی این کتابها رو به عنوان کتاب مورد علاقه معرفی می کنی اینا همش کتابهای زرد ( حالا دقیقا نمی دونم مثل مجلات زرد اصطلاح کتاب زرد هم داریم یا نه) هستند. من نمی دونم چه ایرادی داره کسی از یه کتابی حتی عامه پسند خوشش بیاد مگه قراره آدم همیشه کتابهای خاص و روشنفکرانه بخونه آدم گاهی نیاز داره کتابی رو فقط برای لذتش بخونه و گاهی هم دوست داره کتابهای عمیق تری رو بخونه و در موردش فکر کنه و دریچه ای رو به دنیای جدیدتری باز کنه و به نظر من صرف اینکه یه کتابی برنده ی جایزه ی نوبل شده دلیل نمی شه که هر کسی اونو بپسنده همونطور که برای خود من پیش اومده که شروع به خوندن کتابی کردم که خیلی کتاب مشهوری بوده و برنده جوایز مختلف ادبی شده و لی اصلا خوشم نیومده و نتونستم کتاب رو تا آخر بخونم مثلا خانواده ی تیبو که اگه اشتباه نکنم اثر رژه آلن دوگار هستش یا همین کتاب مشهور گابریل مارکز ، صد سال تنهایی رو میگم که من اصلا نتونستم تمومش کنم . در مقابل کتابهایی بوده که وقتی دوستای من منو در حال مطالعه ی اون کتابها می بینن با تعجب میگن تو چطور می تونی چند ساعت بشینی یکجا و این کتاب رو بخونی همین چند هفته ی پیش کتاب جاودانگی میلان کوندرا و خانه ای برای شب اثر نادر ابراهیمی رو می خوندم شدیدا هم از خوندنشون لذت بردم ولی وقتی به چند نفر دیگه پیشنهاد کردم بخوننش متوجه شدم که اونا به جز چند صفحه اولش نتونستنه بودن ادامه بدن. ..حالا با این حرفا من می تونم بگم دوستام بد سلیقه هستن؟؟ یا فقط اهل خوندن کتابهای زرد هستن ؟؟/ اصلا مگه میشه کتابی عامه پسند نباشه و پرفروش ترین بشه! اصلا بعضیا چرا با کلمه عامه پسند این همه مشکل دارن ؟!
Entry Filed under: کتاب و کتابخوانی. .
7 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed

1. خاطره | سپتامبر 14, 2006 at 9:03 ب.ظ
سلام
راستش با حرفهات موافقم
منم از دالان بهشت خوشم امد
اما مثلا صد سال تنهایی یا آننا کارنینا رو نصفه رها کردم
اما داستان کوتاه های تولستوی رو دوست دارم و کتابهای خانم دانشور از داستانهای مورد علاقه ام هست
اما در بین کتابهایی که دوست دارم چند تا شون واقعا پاورقی هستن یا به قول تو عامه پسند و این طبیعیه
2. احسان | سپتامبر 15, 2006 at 6:32 ق.ظ
سلام ، شرمنده از اينكه دير خدمت وبلاگ جديد رسيدم . مبارك باشه ايشالله . لينك رو هم تصحيح كردم .
3. یاسمن | سپتامبر 15, 2006 at 5:23 ب.ظ
نمنم مجبورم همه این کتابارو بخونم چون برای کتابخونه کلاسم که کتاب میخرم خودم اول میخونم که ببینم مشکل داره یا نه البته تو این همه سال کتابی به زیبایی بامداد خمار نخوندم… از رمانهای جوانانه منظورمه.و بعد هم کتاب خانوم که خیلی قشنگ بود.
4. zohreh | سپتامبر 16, 2006 at 9:03 ق.ظ
سلام
زهره اینم از لینکات … فقط اینو میخواستم بگم که نمیشه جا ها شو عوض کرد …
نتونستم اسم تو رو بیارم اول .
5. هفته هاي خاکستري | سپتامبر 16, 2006 at 7:38 ب.ظ
زهره جان بادرودی گرم
اول تبریک به بهانه خانه جدید
ودوم اینکه کتاب خوانی فرصت و ذوق ونیروی گیرایی لازم دارد
وکتاب اگر دلخواه نباشد یعنی قبلا درمعماری ذهن برایش جایی درنظرگرفته نشود خواندنش لذت بخش نیست
شما برای صدسال تنهایی پیش زمینه آمادگی پذیرش نداشته ای وبنابراین ذهنت آنرا نپذیرفته
این کتاب درزمره بهترین کتاب هایی است که خوانده ام
تندرست و موفق و شادکام باشی خانم کتابدار
6. mehrdad | فوریه 11, 2007 at 7:59 ق.ظ
salam zohre jan
matlabi ke onvan kardi jaleb boood . gharar nist ke yek nafar , faghat yek no’ ketab ro dooost dashte bashe . baamdad e khomar va samfoni ye mordegaan ro khoondam , az khooondanesh lezat bordam vali aslan azash khosham nayooomad . khooondane 100 saal tanhayi va baar e hasti sakht boood vali besiar azash lezzat bordam . behtare bargardid bebinid naghshe kodooom ketaab ha tooo zehnetooon barjaste tare .
7. saloosh | ژانویه 22, 2008 at 4:29 ب.ظ
منم این کتاب رو خوندم و خیلی هم خوشم اومد شاید بگم خیلی هم اموزنده بود که اگه سر به سر مرد نذاری مثل موم تو دست ادم نرم میشه
کتاب پریچهر رو هم بخونین
میارزه به خوندنش
من منتظر حضورتون هستم
بای