فقط اول

مارس 5, 2008

1

زمانی که مدرسه می رفتم معلم ادبیاتی داشتیم که در اول هر ترم در جلسه اول در مورد شاگرد اول کلاس از ما سوال میکرد که کی ترم پیش اول شده ؟ حالا بچه ها هم شروع می کردن که آره فلانی اول شده و فلانی دوم و … اینجا بود که معلم ادبیاتمون میزد تو ذوق همه که شاگرد دوم و سوم شدن اصلا  بدرد نمی خوره و  فقط مهم اول شدنه! و ادامه میداد که همیشه یا اول باشید یا آخر !!! بعضی وقتها که یاد این حرف می افتم و در مورد درست یا اشتباه بودنش فکر می کنم واقعا به نتیجه گیری قاطعی نمی رسم. به نظر شما این عقیده چقدر درست هست: یا اول باشید یا آخر؟

دوست دارم هر کسی که این مطلب رو می خونه نظر واقعیشو بگه.

 

Entry Filed under: روز نوشت. .

9 Comments Add your own

  • 1. خاطره  |  مارس 5, 2008 at 9:34 ق.ظ

    هيچ موقع اول بودن واسه من مهم نبود
    هيچ وقت

  • 2. طاهره کرمی  |  مارس 5, 2008 at 9:48 ق.ظ

    بستگی داره آدم از اول آخر بشه یا از آخر اول بشه. همه دوست دارن در هر صورت اول باشن حتی از جنبه منفی اش اما به نظر من میانه روی بهتره البته با این سیستم آموزشی ایران از دبستان تا دانشگاه معلومه که همه می خوان اول بشن اما جز اعصاب خوردی و استرس و اضطراب چیزی عاید اکثریت نمی شه چون نقش هوش رو هم نباید دست کم گرفت من به عینه دیدم که آدمهای باهوش نصف آدمهای عادی زحمت می کشن ولی دوبرابر اونها نتیجه می گیرن. من خودم رو باهوش نمی دونم اما خب فکر می کنم تو بعضی مراحل زندگی ام اول شدم و تو بعضی آخر و در مواردی هم اون وسطها گیر افتادم اما تکذیب نمی کنم که اول شدن خیلی کیف داره!!! خصوصا اگه جایزه داشته باشه.

  • 3. کمال  |  مارس 5, 2008 at 12:26 ب.ظ

    ایده ی مزخرفی داشته

  • 4. Librarian 2.0  |  مارس 5, 2008 at 7:57 ب.ظ

    من در تمام دوران تحصليم(بجز فوق ليسانس) هيچ وقت برام مهم نبوده كه شاگرد اول بشم ،ولي خوشبختانه 7بار شاگرد اول شدم و واقعا هم كيف داشت،مخصوصا لوح تقديرهاش كه روزهاي جشن مثل 22 بهمن و… مي‌دادند. البته اينم بگم كه در دوره فوق ليسانس واقعا دوست داشتم شاگرد اول بشم،و هر كاري كه لازم بود انجام دادم……….اما متأسفانه نتونستم يا بهتر بگم نذاشتن!

  • 5. یه بنده خدا  |  مارس 6, 2008 at 6:31 ب.ظ

    همین چیزاست که آدما را بدبخت می کنه و زندگی رو به کام آدما تلخ می کنه، تا حالا فکر کردین چرا آدما رقابت می کنند، واقعا” ما چه نیازی به رقابت داریم (بگذریم که بعضی از این رقابت ها، مثلا” مسابقه بوکس یا دوی ماراتن بیهودگی این رقابت ها را به خوبی نشان می دهد)، لعنت به نفس خبیس انسان ها

  • 6. اصنافی  |  مارس 8, 2008 at 12:55 ب.ظ

    اول شدن شاید ساده باشه ولی اول ماندن دشواره..
    مهم اینه که توی چی اول باشی.. و آیا اصلا اون اول بودنت به درد می خوره یا فقط یک دلخوشی ظاهری هست.. باید دید سرچی رقابت می کنیم که اول باشیم…این خیلی مهمه…خیلی زیاد..

  • 7. zohrik  |  مارس 9, 2008 at 10:53 ق.ظ

    سلام من کاوه ام یه وردپرسی!!!

    یه ضرب المثل دنیوی !! هست که میگه اگه می خوای از دیگرون عقب نمونی از اونا جلو بزن!!

    و بیاد فروغ بزرگوار:
    یک پنجره برای من کافیست ; یک پنجره برای لحظه آگاهی و نگاه و سکوت!!!

    به خاطر همین مهم نیس اول باشی مهم اینه که بهترین باشی از همه لحاظ و هیچ وقت نمیتوان به کیفیت یک امر با این معیار های ابتدایی داده های کمی داد!!!!

    حرفام عجیبه !! عادت میکنین….

  • 8. مصطفی  |  مارس 9, 2008 at 7:46 ب.ظ

    سلام,شاید منظور ایشون این بوده که اگه نمی تونین از اول اول بشین حد اقل از آخر اول بشین.

  • 9. سيد حميد  |  مارس 10, 2008 at 10:39 ق.ظ

    سلام
    تصورمن اينه كه اينطوري بهتر مي شه در مورد آدما قضاوت كرد ؟ ولي به نظر اقتصادانان كه من هم باهشون موافقم ؛اول بودن بهتر بودن است.

Leave a Comment

hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


مجلات کتابداری و اطلاع رسانی

دوستان کتابدار

RSS لینک دوستان به روز

RSS وبلاگ گروهی کتابداران ایرانی

ابرچسب

آخرین نظرات

Shima M. در تاریخ نای نوشتن ندارم…
ناديا در تاریخ نای نوشتن ندارم…
Anonymous در تاریخ دعوت به مصاحبه ی …
مهناز در تاریخ دعوت به مصاحبه ی …
سلام در تاریخ دعوت به مصاحبه ی …

آرشیو

آرشیو وبلاگ قبلی

تعداد بازدید کنندگان

  • 25,081 آمار

اطلاعات