دزدی در روز روشن
دسامبر 27, 2008
در دانشگاه برای کاری کلاسی مقاله ای را آماده کرده بودم که استاد مربوط به اون درس که ظاهرا تا اون لحظه در مورد موضوعی که من کار کرده بودم حتی مطلبی هم نشنیده بودند، کاملا از موضوع استقبال کرده و از من خواستند که وقت بیشتری برای اون مقاله اختصاص بدم تا بشه اون کار رو برای چاپ در یک از نشریات کتابداری ارسال کرد. من دوباره شروع به کار بر روی اون مقاله کردم و استاد محترم هم اظهار داشتند که مقاله را با آشناهایی که دارند در یکی از نشریات معتبر منتشر خواهند کرد. من در دیدارهایی که با ایشون داشتم پیگیر اینکه کار انتشار مقاله به کجا رسید بودم و ایشون هم حتی گفتند که این مقاله برای چاپ در یکی از نشریات معتبر اکسپت گرفته . از اون زمان تقربیا بیشتراز یک سال گذشته و من منتظر بودم که بلاخره این کار منتشر خواهد شد. ولی در کمال تعجب چند روز پیش در وبگردی در یکی از نشریه های علمی – پژوهشی میان رشته ای به مقاله ای با عنوانی شبیه به عنوان مقاله مذکور برخوردم که از قضا اسم استاد بزرگوارم به همراه نام یکی دیگر از بزرگان رشته کتابداری (بدون ذکر نام من) در پای این مقاله بود، در صورتی که ایشون حتی یک ویرایش کوچیک هم بر روی این کار انجام نداده بودند و فقط و فقط کمی کلمات عنوان رو جابجا کرده بودند … در حالی که هاج و واج مونده بودم واقعا تاسف خوردم به خاطر واژه گرانمایه ” استاد ” ، که هستند کسانی که ارزش اونو نمی دونن و به بهایی اندک اونو می فروشن . افرادی که دوست دارند به هر نحوی که شده ترقی کنند حتی با زیر پا گذاشتن حق و حقیقت ، حتی با زیر پا گذاشتن حقوق دیگران.
من اسمی از این دو استاد بزرگوار نمی برم چون فکر می کنم شان و مقام یک استاد خیلی بالاتر از این حرفهاست حتی اگر خودشون واقف به اون شان و مقام نباشند. ولی نمی دونم اسم اینکار رو چی میشه گذاشت؟ در حال مودبانه شاید گفت عدم رعایت حق مولف ، و اگر با هم تعارف نداشته باشیم و نخوایم با کلمه ها بازی کنیم، دزدی در روز روشن!
- همین مطلب در وبلاگ گروهی کتابداران ایران و نظرات سایر کتابداران
8 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed

1. عرفان طاهری | دسامبر 27, 2008 at 5:05 ب.ظ
من جایه تو بودم می رفتم سراغ رئیس دانشگاهمون! البته رئیس دانشگاه ما از گونه آدمیزاد هست و معمولا تو این موارد خیلی جدی هست… حالا نمی دونم دانشگاه شما چه طوری… ولی من جای تو بودم به هر قیمتی به این استاد یاد می دادم باید به حقوق دیگران احترام بگذاره… فقط نباید اساتید به دانشجویان چیزی یاد بدهند.
2. links for 2008-12-27 | ن&hellip | دسامبر 27, 2008 at 8:30 ب.ظ
[...] دزدی در روز روشن ولی در کمال تعجب چند روز پیش در وبگردی در یکی از نشریه های علمی – پژوهشی میان رشته ای به مقاله ای با عنوانی شبیه به عنوان مقاله مذکور برخوردم که از قضا اسم استاد بزرگوارم به همراه نام یکی دیگر از بزرگان رشته کتابداری (بدون ذکر نام من) در پای این مقاله بود، در صورتی که ایشون حتی یک ویرایش کوچیک هم بر روی این کار انجام نداده بودند و فقط و فقط کمی کلمات عنوان رو جابجا کرده بودند [...]
3. فریبرز خسروی | دسامبر 29, 2008 at 3:35 ق.ظ
سلام
بی تعهدی و عدم رعایت حقوق دیگران آنهم از گروهی که باید پاسدار و مبلغ حرمت ها باشد پذیرفته نیست .
چو پرده دار به شمشیر می زند همه را کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
در فصلنامه کتاب هم متاسفانه گاهی شاهد ارسال چنین آثاری بوده ایم.توصیه می کنم طی نامه ای مسئولان نشریه ای را که این مقاله را چاپ کرده است مطلع فرمایید.این کار موجب می شود که در مورد داوری نوشته های آن افراد دقت بیشتری شود.آگاه نمودن اعضای هیات مدیره انجمن نیز برای پیگیری و تذکر حرفه ای این تخلف شاید مفید باشد.گرچه معتقدم در دنیای پر تکاپوی رسانه ای امروز هیچ تخلفی در پرده نخواهد ماند و دیر یا زود نام آنان نیز افشا خواهد شد.ولی افسوس که تجربه ثابت کرده است که پس از دانستن نام آنان به شدت حافظه تاریخیمان ضعیف شده و یا دچار تعارف و تملق می شویم.
نیاز به ذکر این نکته نیست که تخلف این افراد گرچه بسیار اندوهبار و دون صفتانه است اما نباید موجب دلسردی شود. در هر قشر و گروهی بی مایگانی هستند که از دسترنج دیگران ارتزاق می کنند و سرمایه دار می شوند!
برایتان آرزوی توفیق دارم.
4. فریبرز خسروی | دسامبر 29, 2008 at 3:36 ق.ظ
بی تعهدی و عدم رعایت حقوق دیگران آنهم از گروهی که باید پاسدار و مبلغ حرمت ها باشد پذیرفته نیست .
چو پرده دار به شمشیر می زند همه را کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
در فصلنامه کتاب هم متاسفانه گاهی شاهد ارسال چنین آثاری بوده ایم.توصیه می کنم طی نامه ای مسئولان نشریه ای را که این مقاله را چاپ کرده است مطلع فرمایید.این کار موجب می شود که در مورد داوری نوشته های آن افراد دقت بیشتری شود.آگاه نمودن اعضای هیات مدیره انجمن نیز برای پیگیری و تذکر حرفه ای این تخلف شاید مفید باشد.گرچه معتقدم در دنیای پر تکاپوی رسانه ای امروز هیچ تخلفی در پرده نخواهد ماند و دیر یا زود نام آنان نیز افشا خواهد شد.ولی افسوس که تجربه ثابت کرده است که پس از دانستن نام آنان به شدت حافظه تاریخیمان ضعیف شده و یا دچار تعارف و تملق می شویم.
نیاز به ذکر این نکته نیست که تخلف این افراد گرچه بسیار اندوهبار و دون صفتانه است اما نباید موجب دلسردی شود. در هر قشر و گروهی بی مایگانی هستند که از دسترنج دیگران ارتزاق می کنند و سرمایه دار می شوند!
5. خاطره | دسامبر 30, 2008 at 8:17 ق.ظ
زهره عزیز مشکل اینه که بعضی استادا برای خودشون شان قایل نیستند در کل دوره کارشناسی و بعد ارشد چند تا استاد داشتی که به نظرت واقعا ارزش نام استاد رو داشتن؟
از نظرت ممنون شاید زیاد نوشتن باعث شده و بالاتر رفتن سن!!!!
6. محمد | دسامبر 30, 2008 at 9:01 ق.ظ
واقعا تاسف باره
شدیدا ولی عاقلانه اقدام کن
موفق باشی
7. صبا | ژانویه 8, 2009 at 9:56 ق.ظ
واقعا واست ناراحت شدم امیدروارم اون الکی استاد یه روزی چوبش رو بخوره خودت رو ناراحت نکن ماه همیشه پشت ابر نمی مونه
8. حسین جعفریان | فوریه 3, 2009 at 4:19 ب.ظ
man jaye to bodam pedare ostade ro dar miavordam