<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: همه کتابهای من &#8230;</title>
	<atom:link href="http://zohreh.wordpress.com/2009/01/18/%d9%87%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://zohreh.wordpress.com/2009/01/18/%d9%87%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86/</link>
	<description>وب نوشت های زهره نیکخواه  کارشناس ارشد کتابداری و اطلاع رسانی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 17 Dec 2009 14:18:28 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: جواد</title>
		<link>http://zohreh.wordpress.com/2009/01/18/%d9%87%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86/#comment-631</link>
		<dc:creator>جواد</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Feb 2009 04:33:43 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zohreh.wordpress.com/?p=183#comment-631</guid>
		<description>لطفا مطالب جدید درمورد نشریات خارجی و در یافت رایگان اونها روبرام بگذارین
با تشکر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لطفا مطالب جدید درمورد نشریات خارجی و در یافت رایگان اونها روبرام بگذارین<br />
با تشکر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: جواد</title>
		<link>http://zohreh.wordpress.com/2009/01/18/%d9%87%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86/#comment-630</link>
		<dc:creator>جواد</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Feb 2009 04:30:13 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zohreh.wordpress.com/?p=183#comment-630</guid>
		<description>لطفا مطالب جدید درمورد نشریات خارجی و در یافت رایگان اونها روبرام بگذارین 
با تشکر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>لطفا مطالب جدید درمورد نشریات خارجی و در یافت رایگان اونها روبرام بگذارین<br />
با تشکر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: خاطره</title>
		<link>http://zohreh.wordpress.com/2009/01/18/%d9%87%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86/#comment-629</link>
		<dc:creator>خاطره</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 06 Feb 2009 20:31:38 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zohreh.wordpress.com/?p=183#comment-629</guid>
		<description>سلام دوست قدیمی
کیف داره جیبیش البته</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست قدیمی<br />
کیف داره جیبیش البته</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بهنام</title>
		<link>http://zohreh.wordpress.com/2009/01/18/%d9%87%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86/#comment-621</link>
		<dc:creator>بهنام</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 21 Jan 2009 10:58:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zohreh.wordpress.com/?p=183#comment-621</guid>
		<description>چندی پیش با یکی از دوستان نویسنده صحبت می کردیم. حرف بر سر این بود که برای نوشتن داستان ها بهتره از امکان تایپ کامپیوتری استفاده کنیم یا نه. صحبت ما، در ادمه ی حرفی بود که تابستون ، تو انتشارات، در حضور ابوتراب خسروی فتح باب شده بود. من می گفتم خوبیه تایپ اینه که برای من اعتماد به نفس نوشتن رو بالا می بره، چون وقتی یه پاراگراف رو می نویسم و بعد ازش خوشم نمیاد، با فشار رو دکمه ی delete حذفش می کنم، واسه ی همیشه. اما رو کاغذ، فقط خطش می زنم، و باز جلو روم هست و اگه باز بخوامش می تونم پیداش کنم...
دوست نویسنده م گفت: «من نه، اصلن نمی تونم با کامپیوتر، من باید کلمه رو ببینم که که از خودکارم می چکه رو کاغذ...من باید افتادن کلمه رو ببینم..»
با اینکه در این یکی دو سال اخیر هر چی که نوشته م، تایپ مستقیم word بوده، اما همین چند کلمه هوس نوشتن رو کاغذ رو، به رسم قدیم من، برم زنده کرد. همین بود که داستانی رو که تا نصف نوشته بودم، نگه داشتم و مابقیش رو رو کاغذ نوشتم!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چندی پیش با یکی از دوستان نویسنده صحبت می کردیم. حرف بر سر این بود که برای نوشتن داستان ها بهتره از امکان تایپ کامپیوتری استفاده کنیم یا نه. صحبت ما، در ادمه ی حرفی بود که تابستون ، تو انتشارات، در حضور ابوتراب خسروی فتح باب شده بود. من می گفتم خوبیه تایپ اینه که برای من اعتماد به نفس نوشتن رو بالا می بره، چون وقتی یه پاراگراف رو می نویسم و بعد ازش خوشم نمیاد، با فشار رو دکمه ی delete حذفش می کنم، واسه ی همیشه. اما رو کاغذ، فقط خطش می زنم، و باز جلو روم هست و اگه باز بخوامش می تونم پیداش کنم&#8230;<br />
دوست نویسنده م گفت: «من نه، اصلن نمی تونم با کامپیوتر، من باید کلمه رو ببینم که که از خودکارم می چکه رو کاغذ&#8230;من باید افتادن کلمه رو ببینم..»<br />
با اینکه در این یکی دو سال اخیر هر چی که نوشته م، تایپ مستقیم word بوده، اما همین چند کلمه هوس نوشتن رو کاغذ رو، به رسم قدیم من، برم زنده کرد. همین بود که داستانی رو که تا نصف نوشته بودم، نگه داشتم و مابقیش رو رو کاغذ نوشتم!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سمیل</title>
		<link>http://zohreh.wordpress.com/2009/01/18/%d9%87%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86/#comment-618</link>
		<dc:creator>سمیل</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Jan 2009 12:41:28 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://zohreh.wordpress.com/?p=183#comment-618</guid>
		<description>با سلام 
وبلگ ادبی قلندر با بیوگرافی شاعر آذربایجانی علی عابیدینی شاعری که حتی سواد خواندن و نوشتن هم بلد نبود ولی کتابش را انتشار داد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام<br />
وبلگ ادبی قلندر با بیوگرافی شاعر آذربایجانی علی عابیدینی شاعری که حتی سواد خواندن و نوشتن هم بلد نبود ولی کتابش را انتشار داد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
